لانه (فرانتس کافکا) - بخش نخست
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: مسعود رجب نیا
(به دلیل حجیم بودن داستان در سه بخش نگاشته شده است)
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
Franz Kafka ،
مسعود رجب نیا ،
وب گاه دیباچه ،
دیوار چین ،
لانه ،
داستان کوتاه خارجی ،
لانه (فرانتس کافکا) - بخش دوم
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: مسعود رجب نیا
(پیش از این، بخش نخست را بخوانید)
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
Franz Kafka ،
مسعود رجب نیا ،
وب گاه دیباچه ،
دیوار چین ،
لانه ،
داستان کوتاه خارجی ،
لانه (فرانتس کافکا) - بخش سوم
نویسنده: فرانتس کافکا
برگردان: مسعود رجب نیا
(پیش از این، بخش دوم را بخوانید)
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
فرانتس کافکا ،
Franz Kafka ،
مسعود رجب نیا ،
وب گاه دیباچه ،
دیوار چین ،
لانه ،
داستان کوتاه خارجی ،
دوشس و جواهرفروش (آدلاین ویرجینیا وولف)
نویسنده: آدلاین ویرجینیا وولف
برگردان: فرزانه قوجلو
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آدلاین ویرجینیا وولف ،
Adeline Virginia Woolf ،
فرزانه قوجلو ،
بانو در آینه ،
تارنمای دیباچه ،
داستان کوتاه خارجی ،
دوشس و جواهرفروش ،
آدلاین ویرجینیا وولف (پارک کیو)
نویسنده: آدلاین ویرجینیا وولف
برگردان: لیلا صمدی
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آدلاین ویرجینیا وولف ،
Adeline Virginia Woolf ،
لیلا صمدی ،
تارنمای کازرون ،
داستان کوتاه خارجی ،
پارک کیو ،
آنیوتا (آنتون پاولوویچ چخوف)
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: احمد گلشیری
هماتاقش، آنیوتا، دختری بیست و پنجساله، سبزه، ریزاندام،لاغر، رنگپریده با چشمان خاكستری روشن، جلو پنجرهای نشسته بودكه شیشههایش را نقش و نگار شبنمهای یخزده پوشانده بود. پشتشرا خم كرده بود و با نخ قرمز یقه پیراهن مردی را برودریدوزیمیكرد. در كارش عجلهای نشان نمیداد. ساعت دیواری راهروخوابآلود دو ضربه نواخت. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
Anton Pavlovich Chekhov ،
احمد گلشیری ،
تارنمای جن و پری ،
داستان کوتاه خارجی ،
آنیوتا ،
بادِ زمینی (ریچارد براتیگان)
بادِ زمینی
نویسنده: ریچارد براتیگان
برگردان: محمد میرزاخانی
سالهای سال یک داستاننویسِ ژاپنی را تحسین میکردم و به خواهشِ من، یک نفر این قرار ملاقات را میان من و او آماده کرد. ما الان در یکی از رستورانهای توکیو مشغول غذا خوردن هستیم. داستاننویس، یکدفعه، دستش را به طرف کیفی که همراهش آورده بود دراز کرد و یک عینک آفتابی از آن بیرون آورد و به چشم زد.
حالا: ما دو نفر روبهروی هم نشستهایم و او عینکی آفتابی بر چشم دارد. همهی رستوران دارند ما را نگاه میکنند. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
داستانک ،
ریچارد براتیگان ،
محمد میرزاخانی ،
Richard Brautigan ،
تارنمای جن و پری ،
داستان کوتاه خارجی ،
بادِ زمینی ،
سرجوخه (ریچارد براتیگان)
سرجوخه
نویسنده: ریچارد براتیگان
برگردان: اسدالله امرایی
روزگاری دلم میخواست ژنرال شوم. سالهای اول جنگ جهانی دوم كه درتاكوما به مدرسه ابتدایی میرفتم، بسیج عمومیبازیافت كاغذ راه انداخته بودند كه همه چیزش به ارتش شباهت داشت.
خیلی جالب بود و كارها را اینطور تقسیم كرده بودند: اگر بیست و پنج كیلو كاغذ تحویل میدادی سرباز میشدی، با حدود سی و پنج كیلو كاغذ سرجوخه. پنجاه كیلو كاغذ به نوار سرگروهبانی ختم میشد. هر چه وزن كاغذ بالا میرفت درجه اعطایی ارتقا مییافت، تا آنكه به ژنرالی میرسید. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
ریچارد براتیگان ،
اسدالله امرایی ،
Richard Brautigan ،
تارنمای جن و پری ،
داستان کوتاه خارجی ،
سرجوخه ،
لبخند (ری داگلاس بردبری)
لبخند
نویسنده: ری داگلاس بردبری
برگردان: پرویز دوایی
در میان شهر کوچک از صبح زود ساعت پنج صف تشکیل شده بود. در دور دستِ بیابانِ برفک نشسته خروسها میخواندند و هیچ کجا نشانهای از آتشی نبود. اطراف، همهجا، میان ویرانهها و لابهلای بقایای ساختمانها، تکههای مه چسبیده بود که حالا با اولین روشنایی ساعت هفت صبح داشت پراکنده میشد. در جاده، از دور، افرادی، دو تا دو تا و سه تا سه تا و گروههای بیشتری داشتند پیش میآمدند که برای جشن و بازار روز در میدان جمع شوند. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
ری داگلاس بردبری ،
Ray Douglas Bradbury ،
پرویز دوایی ،
ماشین های کلیمانجارو ،
داستان کوتاه خارجی ،
لبخند ،
آقای مامسفورد (لری فرنچ)
آقای مامسفورد
نویسنده: لری فرنچ
برگردان: اسدالله امرایی
بابا پیش بند –بابای مدرسه- قبلاً آدم نکشته بود. در جوانی خرگوش نگه می داشت و هر از گاهی یک را می کشت و برای شام بار می گذاشت؛ یک ضربه محکم به پس گردن و خلاص. او زیرکی خاصی نداشت و از کاری که می خواست بکند، احساس شرم نمی کرد یا شک فلسفی به او دست نمی داد. 27 سال پیش به این مدرسه کوچک جنوبی آمده بود و به عنوان بابای مدرسه کار می کرد. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
لری فرنچ ،
اسدالله امرایی ،
داستانک ،
همشهری داستان ،
همشهری ،
داستان کوتاه خارجی ،
آقای مامسفورد ،
تبلیغات 





