آنیوتا (آنتون پاولوویچ چخوف)
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: احمد گلشیری
هماتاقش، آنیوتا، دختری بیست و پنجساله، سبزه، ریزاندام،لاغر، رنگپریده با چشمان خاكستری روشن، جلو پنجرهای نشسته بودكه شیشههایش را نقش و نگار شبنمهای یخزده پوشانده بود. پشتشرا خم كرده بود و با نخ قرمز یقه پیراهن مردی را برودریدوزیمیكرد. در كارش عجلهای نشان نمیداد. ساعت دیواری راهروخوابآلود دو ضربه نواخت. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
Anton Pavlovich Chekhov ،
احمد گلشیری ،
تارنمای جن و پری ،
داستان کوتاه خارجی ،
آنیوتا ،
ماجرای گند (آنتون پاولوویچ چخوف)
ماجرای
گند
نویسنده:
آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ
استپانیان
ضیافت رقصی ترتیب داده شده بود. غرش موسیقی به عرش اعلا میرسید، شمعهای کلیة چلچراغها روشن بود، مردهای جوان دچار افسردگی نمیشدند، دوشیزه خانمها نیز از زندگی لذت میبردند. جماعت، توی سالنها میرقصید، مردها در اتاقها ورقبازی میکردند، توی بوفه بساط میگساری به راه بود و توی کتابخانه نومیدانه اظهار عشق میکردند. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
داستان کوتاه خارجی ،
تهیه کننده در زیر کاناپه (آنتون پاولوویچ چخوف)
تهیه کننده در زیر کاناپه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ استپانیان
نگاره ای از چهره ی نویسنده
کمدی «تعویض لباس» بر صحنه بود. هنرپیشه ای جوان و خوش بر و رو به اسم کلاودیا ماتویینا دولسکایا کائوچوکوا که تمام وجود خود را با شور و اشتیاق به هنر مقدس بازیگری تئاتر وقف کرده بود، دوان دوان وارد رختکن خود شد، لباس مخصوص کولی ها را از تن درآورد تا در یک چشم به هم زدن لباس مخصوص سوارکاران را بپوشد. این بازیگر خوش قریحه از آنجا که مایل نبود لباسی که می پوشد چین و چروک اضافی داشته باشد تصمیم گرفت سراپا لخت شود و .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
داستان کوتاه خارجی ،
شادی (آنتون پاولوویچ چخوف)
شادی
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: عباس باقری
نگاره ای از چهره ی نویسنده
نیمه شب بود، می تیا کولدارف، برانگیخته و با هیجان، به سرعت داخل خانه پدرش شد و شروع به سرکردن توی اتاق ها کرد. پدر و مادرش می خواستند بخوابند. خواهرش در تختخواب بود و آخرین صفحات رمانی را می خواند. برادران دانش آموزش خوابیده بودند. پدر و مادرش با تعجب پرسیدند:
«از کجا می آیی؟ چته؟»
- «آه نپرسید! فکرش را نمی کردم! نه، هیچ فکرش را نمی کردم! این... این باور کردنی هم نیست!» .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
عباس باقری ،
داستان کوتاه خارجی ،
بی عرضه (آنتون پاولوویچ چخوف)
بی عرضه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ استپانیان
نگاره ای از چهره ی نویسنده
چند روز پیش ، خانم یولیا واسیلی یونا ، معلم سر خانه ی بچه ها را به اتاق کارم دعوت کردم. قرار بود با او تسویه حساب کنم. گفتم:
ــ بفرمایید بنشینید یولیا واواسیلی یونا! بیایید حساب و کتابمان را روشن کنیم … لابد به پول هم احتیاج دارید اما ماشاءالله آن قدر اهل تعارف هستید که به روی مبارکتان نمی آورید … خوب … قرارمان با شما ماهی ۳۰ روبل …
ــ نخیر ۴۰روبل … ! .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
داستان کوتاه خارجی ،
شوخی (آنتون پاولوویچ چخوف)
شوخی
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: عبدالحسین نوشین
نگاره ای از چهره ی نویسنده
ظهر یک روز آفتابی زمستان... سرمایی سخت، سوزان. نادنکا(1) بازو به بازوی من انداخته بود، جعد زلف و کرک بالای لبش از ریزه برف سیمین سفید میزد. ما بالای تپهی بلندی ایستاده بودیم. از زیر پایمان تا پایین تپه شیب همواری بود که آفتاب در آینهی آن خود را تماشا میکرد. نزدیکمان سورتمهی کوچکی که روی نشیمن ماهوت ارغوانی کشیده شده روی برف بود. .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
عبدالحسین نوشین ،
داستان کوتاه خارجی ،
محاکمه (آنتون پاولوویچ چخوف)
محاکمه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ استپانیان
نگاره ای از چهره ی نویسنده
کلبه ی کوزما یگورف دکاندار. هوا گرم و خفقانآور است. پشهها و مگسهای لعنتی، دستهدسته دم گوشها و چشمها، وزوز میکنند و همه را به تنگ میآورند... فضای کلبه ، آکنده از دود توتون است اما به جای بوی توتون، بوی ماهیشور به مشام میرسد. هوای کلبه و قیافه ی حاضران و وزوز پشهها، ملال و اندوه میآفریند. میزی برزگ؛ روی آن، یک نعلبکی با چند تا پوست گردو، یک قیچی، شیشهای کوچک محتوی روغن سبز رنگ، چند تا کلاه کاسکت و چند پیمانه ی خالی. .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
یک دست و دو هندوانه (آنتون پاولوویچ چخوف)
یک دست و دو هندوانه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: سروژ استپانیان
نگاره ای از چهره ی نویسنده
ساعت دیواری، ظهر را اعلام کرد. سرگرد شچلکولوبف (1)، مالک هزار جریب زمین زراعتی و یک همسر جوان، کلة نیمه طاس خود را از زیر شمد چیتی درآورد و بلندبلند ناسزا گفت. دیروز،هنگامی که از کنار آلاچیق رد میشد، صدای زن جوان خود، کارولینا کارلونا را با جفت گوشهایش شنیده بود که با لحنی به مراتب مهربانتر و خودمانیتر از معمول، با پسر عموی تازهواردش گرم گفتوگو بود. او شوهر خود را « گوساله» مینامید و میکوشید ثابت کند که .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
سروژ استپانیان ،
داستان کوتاه خارجی ،
از دفترچه ی خاطرات یک دوشیزه (آنتون پاولوویچ چخوف)
از دفترچه ی خاطرات یک دوشیزه
نویسنده: آنتون پاولوویچ چخوف
برگردان: رضا آذرخشی - هوشنگ رادپور
نگاره ای از چهره ی نویسنده
۱۳ اکتبر
خیلی خوشحالم . . .بالاخره به کوری چشم دشمنان در کوچه ی من هم عید شد!
باورم نمی شد .حتی به چشم های خودم هم اعتماد ندارم .از صبح زود در مقابل پنجره ی اتاقم مرد قد بلند مو مشکی و چشم و ابرو سیاهی مرتبا قدم می زند.
سبیل هایش عالی است! . . .امروز پنجمین روزی است که از صبح زود تا اوایل شب مرتبا جلوی پنجره ی اتاق من قدم می زند و پیوسته نگاه می کند .من چنین وانمود می کنم که متوجه او نیستم.
۱۵ اکتبر
امروز از صبح باران سیل آسایی می بارید. .....
نگاره ای از چهره ی نویسندهبرچسب ها:
داستان کوتاه بیگانه زبان ،
آنتون پاولوویچ چخوف ،
رضا آذرخشی ،
هوشنگ رادپور ،
داستان کوتاه خارجی ،

