چهارشنبه 16 تیر 1389
باز و بسته (مونا تاروردی)
فرستادن به کلوب
این جستار را به بالاترین بفرستید:
باز و بسته
نویسنده: مونا تاروردی
بهار است. دست کوچکم در دست مادر، راه می رویم و گل های حیاط را تماشا می کنیم. به یکی از گل ها که می رسیم، می ایستد، خم می شود و می گوید: «این گل میمونه. نگا کن...». انگشت شست و سبابه اش را دو طرف گلبرگ ها می گذارد و کمی که فشار می دهد دهان میمون باز و بسته می شود. .....
برچسب ها:
داستان کوتاه پارسی زبان ،
داستانک ،
مونا تاروردی ،
خردنامه همشهری ،
همشهری ،
باز و بسته ،
داستان کوتاه فارسی ،
داستان کوتاه ایرانی ،

